يادداشت به مناسبت همايش عاشوراييان
منوچهر اكبرلو
هنوز پاسخی برای پرسش های زیر نیافته ایم:
ترکیب «تئاتر دینی» چه تعریفی دارد؟ آیا تئاتر دینی صرفا به وقایع صدر اسلام وسیره معصومین (ع) می پردازد؟ آیا در این نوع تئاتر باید یک شخصیت محوری متدین حضور داشته باشد؟ آیا در تئاتر دینی باید از مفاهیمی چون هستی، آفرینش، جبر واختیار و... ؛ یا از موضوعاتی چون شهادت، نمازگزاران وتوبه سخن گفت؟ آیا دین به مفهوم قرآنی اش که شامل تمامی ارزش ها ی الهی است وجهان شمول مثلاًمضمون « بحران روحی یک شخصیت نمایشی که از نشناختن هویت انسانی اش سرچشمه می گیرد» می تواند دستمایه ی یک تئاتر دینی باشد؟ آیا هر مضمون انسانی نمی تواند درونمایه یک تئاتر دینی را تشکیل دهد؟ آیا «در انتظار گودو» یک تئاتر دینی برای انسان غربی به ته خط رسیده نیست؟ آیا متون نمایشی « پوچ نما» ( و نه پوچ گرا) که تیشه به ریشه پوسیده و پوک زندگی مادی به شکل ماشینی اش می زنند، تئاتر دینی محسوب نمی شوند ؟ آیا مضمون «انسانی که شک می کند» در محدوده مضامین دینی است؟ آیا تئاتر دینی الزاماً باید درمناسب های مذهبی اجرا شود؟ به چه دلایلی تئاترهای مذهبی ما متهم اندکه«شعاری» اند؟ آیا به دلیل سفارشی بودن آن هاست، یا ضعف متن و اجرا که با تحریک احساسات مخاطب پوشانده می شود؟ آیا برای اجرای یک متن مذهبی (مثلاً از یک نویسنده غربی) ، الزاماً دیدگاه حاکم بر نمایشنامه باید با نگاه ما همسویی داشته باشد؟ آیا در بحث تئاتر دینی می شود به این عبادت اعتقاد داشته باشیم که « به تعداد افراد بشر، به سوی خداوند راهی هست؟» « چگونه گفتن» چقدر مهم است و « چه گفتن » چه اندازه؟ شرایط حضورنمایش های سنتی (مشخصات تعزیه ) و آیین های مذهبی (مشخصات نوحه خوانی و مرثیه سرایی ) وآیین های نمایشی در تئاتر دینی چیست ؟ آیا خلق تئاتر دینی از موارد مشابه سخت تر است؟ ( آیا اساساً تئاتر سخت وآسان داریم؟!) اگر دین ، تمام شئون فکری ، مادی و زندگی را در بر می گیرد، پس آیا می توان گفت که همه ی تئاتر ها مضمونی دینی دارند؟! ( آیا این پرسش می خواهد این گونه تنیجه گیری کند که همه تئاترها به نوعی دینی هستند؟!) دراین صورت آیا کلیت بحث «تئاتر دینی» منتفی نمی شود؟واين بحث ادامه دارد!......//////