|
آن سوی تئاتر دینی

|
آن سوی تئاتر دینی ========================================================== منوچهر اکبرلو
1-برای ما این یک پیش فرض بدیهی است که دین، تنها آیین و منسک نیست . مفهوم دین، وسیعتر از مذهب است. دین رابطه و وظایف انسان است نسبت به خداوند و در قبال آن، نسبت به جهان. و اسلام دینی است جامع که وحی در آن نه امر تاریخی، که ازلی و ابدی است. از این رو، همواره دینی است تازه که به همه نیازهای فطری بشری پاسخ می دهد. هم از این رو، شامل کلیه وجوه زندگی بشری میشود که این وجوه با توجه به حضور خداوند، قدسی و اخلاقی میشود. با این دید، در جهان هیچ امری غیر قدسی نیست. بلکه جهان که خلقت خداوند است، همه قدسی است. انسان در چنین فضایی، لاجرم میباید نسبت به خداوند متعهد باشد. اما با تعبد از سر اخلاص نباشد، این تعهد، متحقق نخواهد شد و به دلیل تعبد است که دین آزادکننده است، نه محصور کننده. وقتی تو تنها ایاک نعبد باشی، دیگر بنده و مرده هیچ کس و هیچ چیز نخواهی بود و آزادی به مفهوم اصیل آن، متحقق میشود. 2-تئاترمرتبط به دین ، تئاتر دینی، تنها میتواند توسط نمايشگری پدید آید که خود متدین باشد. متدین بودن به اجرای آیین دینی ختم نمیشود، که نتیجه اجرای این آیینها، انضباط دینی است که همان بودن در فضای دینی است. و این فضا که در واقع فضای حضور خداوند است، اجازه نمیدهد که هیچگونه منکری صورت بگیرد. فرد دینی در این فضای حضور خداوند است که رفتاری اصولی میبیند و این رفتار در او فطری است. این چنین فردی، اگر تئاتری بسازد( از هر موضوعی) به باور نگارنده، تئاتر او دینی است؛ خواه تئاتر در باب قصههای دینی باشد و خواه قصه او در باب امور روزمره مردمی. 3-مفاهیم دینی از امور فطری و بشری است و به قولی، خود ناخودآگاه قومی محسوب میشود و عناصر مذهبی، صورت نوعیه ازلی است. از این رو، تئاتری که مرتبط به امور دینی و اخلاقیات مرتبط به دین باشد، به خودی خود برای مردم جاذب خواهد بود. میتوان گفت، عامترین بینندگان، مخاطبان تئاتری دینیاند. چرا که تئاتر دینی، مستقیماً با صورت ازلی ذهنی مردم به صورت همه جانبه ارتباط مییابد و این صُور را باززایی و بیدار میکند. اگر تئاتری به صورت فطری و طبیعی با مفاهیم دینی مواجه شود و دور از تبلیغ مستقیم یا مقاصد فردی ونفسانی و تحریفات رایج در روایات ومنا بع تاریخی ضعیف و مشکوک و گاه جعلی ودریک کلام، به ظاهر دینی باشد، با گستردهترین قشرها، میتواند ارتباط برقرار کند. 4-تئاتر دینی، تنها به قصههای دینی از انبیا و اولیا یا نشان دادن مناسک دینی، مشروط نمیشود. که دین، جامع امور بشری است و این جهان و آن جهان را شامل میشود. بنابراین، تئاتری دینی نیز همه امور انسان از واقعیات زندگی و جامعه را شامل شده، در پرتو آن تعالی همه امور و موجودات طرح میشود. در پرداخت به امور دینی و غیب، اگر اخلاص و صداقت نباشد و هدفی غیر از امور دینی در کار باشد، چنین تئاتری حتی با موضوعات و رویدادهای دینی، نمیتواند در حیطه دین قرار گیرد. نمونه این گونه تئاترهای کاذب به ظاهر دینی، بسیارند. نیز تصور این که، با پرداخت و نمایش مستقیم امور دینی با هدف تبلیغ مستقیم، بتوان به حیطه تئاتر دینی رسید، تصوری است که تئاتر را از وجوه خود جدا میکند و به حوزه رسانههای تبلیغی میکشاند و تأثیر پایدار و ارزش های دینی آن تئاتر، زایل میشود و ما جز تبلیغی مقطعی، چیزی نخواهیم داشت. 5-برخي براين باورندكه ما هنوز به تئاتر دینی نرسیدهایم و حتی در جهان نیز هنوز تئاتری دینی به وجود نیامده است. اما گفتهاند که خداوند محیط بر همه چیز است و دین، محیط بر کلیه امور بشری است. پس نمیتوان انتظار داشت که یک تئاتر، کلیه وجوه دینی را شامل شود. بل، هر تئاتری میتواند وجهی از دین و رفتار و زندگی فطری انسان را نشان دهد. اگر تئاتري با پرداخت به مناسک عظیم دینی، به امر دین میپردازد، تئاتر دیگری با پرداختن به وجوهی از اخلاق فطری بشری، در واقع، دین فطری را مطرح میکند و مجموعه این نمايش ها ست که فضای دینی و تئاتر دینی را به وجود میآورد. در جهان تئاتر، نمايش هایی با مضامین دینی و با دید دینی پرداخته شده است و نمايشگرانی در این راه گام برداشته و پیشروان هنر دینیاند. پس از انقلاب نمايش های قابل تاملي با مضامین دینی ساخته شده است. فضای دینی پس از انقلاب، تلاش های بسیاری را در این راه برانگیخت و ثمرات و نمونههای مهمي داشته است که نباید نادیده انگاشت. که این نادیده انگاشتن و در باب نمايش ها حکم کردن، موجب دلسردی نمايشگران صادق و دیندار ما خواهد بود. 6-سلیقهها و تعبیرات نامشخص در مديريت تئاتر ایران، یکی از موانع اساسی در تحقق تئاتردینی است و باعث تزلزل اعتماد به نفس نمايشگران متدین برای رجوع به مباحث دینی میشود. چه آنان نمیدانند، آیا میتوانند احساس و خلاقیت خود را در امور دینی بیان کنند، یا میباید تابع دستورات و باید نبایدهای دایم متغیر و نظرات دورهای سیاستگذاران تئاتر باشند. از این رو، نزدیک شدن به حیطه تئاتر دینی را امری خطیر و دست و پاگیر مییابند. بسیاری از نمایشگران دیندار و صاحب قریحه ما، ترجیح میدهند تا در حیطههای دیگر، خلاقیت خود را بیازمایند. و نیز لازم است، امکانات تکنیک در تئاتری ما گسترش یابد، تا تخیل در تئاتر دینی بتواند حقیقت دین را عینیت دهد، و به موضوعات خاص دینی بپردازد و آن ها را نشان دهد، آن چنان که برای مخاطبان امروزی، باورپذیر و مؤثر باشد. 6-میباید با كار محققانه، اشکالات و موازین تئاتری دینی از نظر فقه اسلامی مشخص شود و رابطه جاری زندگی و اجتماع بر اساس آن، به نحوی باشد که بتوان نمایشی باورپذیر و صادق و نیز مبتنی بر اخلاق اسلامی داشت. 7-هنوز بسیاری از مسائل در تحقق تئاتر دینی، ناگفته مانده است؛ از جمله محدوده دخالت مديران و نیز اقتصاد دولتی در عرصه تئاتر و تعریف جامع و مانع از جایگاه بخش خصوصی در این حیطه. و نیز تعریف های دقیق از همه اموری که مطرح شده است. البته، انتظار نباید داشت که در یک هماندیشی يا با چند مقاله و كتاب ، برای همه این مسائل، پاسخی قطعی یافت. همین قدر که در فضایی آزاد، از نگاه های مختلف و متضاد، آرا و نظرات گوناگون مطرح شده و به گوش همه برسد، خود نوید آن خواهد بود كه از میان آن ها، تعریفهای دقیق و راهیابیهای اصولیتری به دست خواهد آید.///
 |  |
|
|
|
|