جمعه 19 شهريور 1389 - 11:34         
‏به انگیزه برگزاری جشن های خانه تئاتر ‏
‏فراز و نشیب‌های تئاتر و تشکل های آن ‏




به انگیزه برگزاری جشن های خانه تئاتر ‏
فراز و نشیب‌های تئاتر و تشکل های آن ‏
‏-------------------------------------------------------------------------------------------------------‏
منوچهر اکبرلو
‏(منتقد ومدرس دانشگاه) ‏
‏-------------------------------------------------------------------------------------------------------‏
‏ برگزاری جشن خانه تئاتر فرصت مناسبی است برای این که به مسئله جایگاه ‏تشکل‌های غیردولتی هنرمندان پرداخته شود. این که در نهایت در همه شئون اجتماعی، ‏باید کار مردم به مردم سپرده شود، امری است که مسئولان ، سال‌های سال است آن را به ‏زبان می آورند اما بر سر شیوه اجرای آن اختلاف دارند. اختلاف هایی گاه آن چنان زیاد که ‏گاه سبب منتفی شدن اصل موضوع می شود!‏
‏ حرکت به سوی این ایده‌آل، به دلایل مختلف با فراز و نشیب‌های زیادی همراه بوده ‏است. هر گاه در یک مقطع این روند شتاب گرفته است، شاهد حرکت، پویایی و نشاط ‏اجتماعی بوده‌ایم و نگاه‌ها، امیدوارانه شاهد رونق و رشد بوده‌اند؛ و هرگاه سرعت این ‏روند کاهش یافته، دچار ایستایی و بی‌تحرکی شده‌ایم. مقوله تئاتر نیز از این امر مستثنی ‏نیست. مقوله‌ای که فراتر از یک هنر، از ارکان تمدن زمانه معاصر محسوب می‌شود برای ‏رسیدن به جایگاه شایسته خود (جایگاهی که از آن خود اوست و مورد تنگنا قرار گرفتن ‏جایگاه هیچ امر دیگری نمی‌شود) نیازمند سرعت بخشیدن به این روند است.‏
‏ طبیعی است که این ضرورت (یعنی سرعت بخشیدن به سوی سپردن حیات تئاتر به ‏دست اهالی تئاتر) اگر به صورت مقطعی و بدون نگاه جامع صورت گیرد، به حیات کنونی ‏آن به شدت ضربه خواهد زد. مدیریت این دوران گذار، بسیار ظریف، تخصصی و ‏سرنوشت‌ساز است. بی‌توجهی به این اهمیت، ما را شاهد تولد تئاتری خواهد ساخت که ‏ناقص‌الخلقه بوده و گرچه در ظاهر حیاتی مستقل دارد اما همواره و همواره، بیشتر از ‏پیش، وابسته حمایت مادی و معنوی نظام دولتی خواهد بود. تجربیات پراکنده از روی حسن ‏نیت سال‌های دور و نزدیک که به ثمر ننشسته است، شاهد این مدعاست. توقع این که ‏مدیریت دولتی یکشبه کنار بنشیند و کار را به دست اهل تئاتر بسپارد به همان اندازه برجای ‏ماندن مدیریت کامل دولتی زیان‌بار است. ‏
‏ اگر برای حضور تشکل‌های دولتی تئاتر(و در رأس آن، خانه شریف تئاتر) بسترسازی ‏مناسب صورت نگیرد، اگر بر فرض محال به یکباره شاهد انتقال کامل مدیریت تئاتر به این ‏تشکل باشیم؛ گویی پیکره تئاتر را دچار شوکی جبران‌ناپذیر کرده‌ایم.‏
و نیز بدون حرکت به سوی این انتقال، مدیریت دولتی همچنان راه خود را می رود و ‏کشان کشان و نفس گیر، تمامی مسئولیت های ریز و درشت تولید تئاتر را بر دوش ‏خواهد کشید وتشکل های غیر دولتی در انتظار فرصت می نشینند تا مدیریت دولتی فراغتی ‏از بار هزینه ها وبدهی های خود بیابد تا بتوانند سهم اندکی از بودجه آنان را از آن خود ‏کنند.‏
‏ جشن خانه تئاتر فرصت مناسبی است که اهالی فرهنگ (از وزیر فرهنگ و ارشاد ‏اسلامی و بخش‌های مدیریتی تئاتر گرفته تا اعضای انجمن‌های خانه تئاتر و نیز ‏پژوهشگران تئاتر) بر این اندیشه کنند که مدیریت این دوره گذار به چه شکلی صورت گیرد ‏که با کمترین هزینه و آسیب، بهترین شیوه جایگزین استقرار یابد. راهکاری که می تواند ‏به دیگر تشکل ها همچون خانه سینما(که مهم ترین فعالیتش ،استعفا های مدیر عامل و ‏اعضای هیأت مدیره های آن است) نیز الگوی مناسبی ارائه دهد.‏
‏ بدیهی است تشکل موجود می‌تواند نقطه تمرکز ایده‌آلی برای برآیند توان‌های موجود ‏باشد. و البته بدیهی است که استفاده حداکثری از قابلیت‌های بالقوه چنین تشکلی موکول به ‏پیش‌زمینه ‌هایی است. اینکه پیش و بیش از همه، خود نمایشگران به این باور ایمان آورند ‏که نیازمند چنین تشکلی هستند. تشکلی که با همگرایی توان گسترده (اما پراکنده) موجود، ‏نیروی عظیمی را شکل دهد که تئاتر را به جایگاه شایسته خود برساند. این باور، هنوز در ‏اکثریت این نمایشگران ایجاد نشده است. نبود سابقه فعالیت گروهی و جوانی تشکل‌های ‏غیردولتی از جمله دلایل نبود این باور است. دلیل دیگر، تفکیک نشدن فعالیت در یک ‏تشکل صنفی و یک تشکل سیاسی است. به عبارت دیگر بسیاری از هنرمندان به دلایل ‏مختلف تاریخی، حاضر به فعالیت در هیچ تشکل سیاسی- اجتماعی نیستند. به دیگر سخن، ‏حاضر نیستند زیر هیچ علمی سینه بزنند. طبیعی است که یک تشکل صنفی فراگیر مانند ‏خانه تئاتر، هیچ گاه شکل تحزبی نداشته و نخواهد داشت. در این زمینه، حساسیت ‏مسئولیت هیأت مدیره خانه تئاتر برای پرهیز از ایجاد این شائبه هر چه بیشتر به چشم ‏می‌آید. همچنین برای ایجاد زمینه حضور هر چه بیشتر و همه‌جانبه خانواده تئاتر، پرهیز از ‏نظام اداری بوروکراتیک و نگاه از بالا، بسیار ضروری می‌نماید. از آن سو تقویت روحیه ‏جمع‌گرایی و کار گروهی از سوی اهالی تئاتر ضرورتی انکارناپذیر است. چون معمولاً همه ‏ما در همه شئون اجتماعی، بر این امر اذعان داریم که کار گروهی ما کم شکل می‌گیرد و ‏کمتر به نتیجه می‌رسد. اگر این باور به وجود نیاید و تقویت نشود، خانه تئاتر و انجمن‌های ‏آن، کارکردی جز استفاده از امکانات بیمه نخواهد داشت و همچون شعبه‌ای از سازمان ‏تأمین اجتماعی عمل خواهد کرد که رسالت آن صرفاً به صدور معرفی‌نامه برای دریافت ‏خدمات بیمه‌ای محدود خواهد شد و این، فرسنگ‌ها با شأن خانه تئاتر و انجمن‌های ‏زیرمجموعه فاصله دارد. تجربه حضور نگارنده در دو هیأت مدیره از انجمن های خانه ‏تئاتر ،وی را با چنین وضعیتی روبه رو ساخته است.‏
‏ از سوی دیگر باید تشکل دولتی انجمن نمایش را در نظر گرفت که گر چه به دور از ‏مسائل صنفی عمل می کند ،اما هم اینک به ویژه در شهرستان ها محور اصلی فعالیت های ‏تئاتری است. در حالتی که خانه تئاتر شعبه ای در شهرستان ها ندارد و اهالی تئاتر ‏درشهرستان ها (یعنی بخش عمده ای از جامعه تئاتری ما) یا عضو خانه تئاتر نیستند یا ‏سری به تهران زده اند وکارت وبیمه ای گرفته اند و به دیار خود بازگشته اند، بدون این که ‏حضور در فعالیت ها،عضویت در هیأت مدیره انجمن ها ،شرکت در مجامع و... برای قریب ‏به اتفاق آن ها امکان پذیر باشد. ‏
‏ به نظر می رسد دلایل عدم عضویت و نبود برخی از اهالی تئاتر در خانه تئاتر ، ترکیبی ‏از موارد یاد شده در این نوشتار باشد. راه‌های رسیدن به باور حرکت مشارکتی در تشکل ‏هایی از این دست ،نیازمند پژوهش و تأمل اهل نظر است . نگارنده نیز به سهم خود در ‏پژوهش در حال اتمام خود(تاریخچه کانون ملی منتقدان تئاتر) به اجمال بدان خواهد ‏پرداخت.‏



چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

l تئاتر شهرستانها l
l مقاله l
l سخن شما l
l نقد l
l بين الملل l
ورود کاربران






 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد


كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه تئاتر ما و شركت توسعه فناوري نوآوران پارسيس  مي باشد.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما  ، موسيقي ما ، تئاترما ،  بازارما، آگهي ما،

Powered by Parsis Co