|
مقاله "بررسی تطبیقی آئین های مرگ درایران پیش ازاسلام درتعزیه"

|
دردومین روزسمیناربین المللی نمایش های آئینی وسنتی مقاله "بررسی تطبیقی آئین های مرگ درایران پیش ازاسلام درتعزیه" که توسط بهروزغریب پورگردآوری شده، ارائه گردید. غریب پوردرادامه این مقاله آورده است: مرگ ازنگاه شاعران ومتفکران وعلمای مسلمان امری گریزناپذیراست وازاین رو ترک جهان فانی وپیوستن به عالم باقی نه تنها نیازی به اشک ومویه وشیون ندارد بلکه باید آنرا به عنوان مشیت الهی پذیرفت. اما توده مردم، برغم باورعمیقشان به مشیت الهی، درعمل وبراساس رویکردی هزاران سال به گونه ای متفاوت برخورد می کنند وشاعران ومتفکران وابسته به آن ها، مرگ را به صورتی متناقض وفاجعه ومصیبتی چاره ناپذیرمی انگارند.
درادامه مقاله آمده: اگرازتأثیرات سیاسی واجتماعی به ویژه دردوره صفویه که بگذریم ونقش دولت صفویه را درتشدید آئین های سوگواری نادیده بگیریم وسوگواری را فارغ ازبسته بندی سیاسی آن تحلیل کنیم به این نکته اساسی خواهیم رسید که مرگ پدیده غریبی است وباید پذیرفت که تصورفنا ونیستی کامل یک شخص معین درهنگام وفات امری است که توافق با آن به آسانی ممکن نبوده ونیست ازاین رو متناسب با اهمیت فرد وقرارگیری او درعالم سفلی وعلوی، دررأس بودن یا درقاعده بودنش، سوگواری شدت وضعف می گیرد. بهروزغریب پوربه عنوان نمونه مراسم مرسوم درکردستان به هنگام مرگ جوانان را معرفی کرده ومی گوید: دراین مراسم نوترین لباس جوان را برقبرپهن می کردند گوئی که خود اوست با جامه ای تهی وروحی که ازآن خارج شده است. میوه های فصلی را درمرکب فرو کرده وبه نشانه تلخی وناکامی او سیاه می نمودند. مرثیه خوانان اززیبائی وناکامی ومهربانی اومی گفتند وزنان را به مویه وشیون وامی داشتند. مادروخواهران تا حد جاری شدن خون به صورت وسینه خود چنگ می زدند واگرچنین نمی کردند مورد خشم وغضب قرارمی گرفتند. همه لباس سیاه می پوشیدند واصطلاحاً "کلاخی پوش" می کردند تا بی معنائی زندگی پس ازمرگ جوان ناکام را به نمایش بگذارند ودرانتها هنگام تشییع جنازه دف می نواختند وتابوت را با ذکرلاالله الالله تا گورستان مشایعت می کردند. غریب پوربا اشاره به این که این مراسم تا حدود 40 سال پیش درکردستان برگزارمی شده درادامه این مقاله قسمت هائی از تعزیه "خبرآوردن جبرئیل برپیغمبرکه امام حسن اززهرشهید شود" وتعزیه "وفات حضرت امیر(ع) " را نیزآورده است.
 |  |
|
|