طنازی های جناب سردبیر!
آقای دبیر واقعاً از شما متشکرم که در این روزهای سخت تئاتر هنوز هم اینقدر روحیه دارید و می توانید شوخی کنید! و البته با این طنازی های خود لبخندی هم بر لبان اهالی تئاتر بنشانید. خدا شما را از ما نگیرد. البته متأسفانه من در جلسه مطبوعاتی شما حضور فیزیکی نداشتم (گویا این روزها هر جا شما و یا جناب آقای پارسایی قرار است صحبت کنید، ناخودآگاه دعوت نامه بعضی از نشریات مفقود می شود!) اما سخنان شما را در مطبوعات دعوت شده خواندم و بسیار مشعوف شدم. دبیر عزیز، شما در بخشی از سخنان گفته اید: "ما تنها 5 گروه معترض داشتیم و بعد از ارائه تصمیم گرفتیم تا در رأی داوران تغییری ندهیم. ولی در جهت حمایت از آثار ایرانی و برای احترام به تقاضای هنرمندان اعتراض کننده با رعایت دو پیش شرط، فرصت بازبینی به این گروه های نمایشی را دادیم!" تا اینجای کار موردی نیست و اتفاقاً باید از شما تشکر کرد که اینقدر به فکر آثار ایرانی و گروه ها هستید. واقعاً مرحبا. اما طنز ماجرا از این قسمت آغاز می شود، شما در ادامه فرموده اید: "با اولویت حضور گروه های نمایشی پذیرفته شده در دو بخش فوق، ما تعهدی برای ارائه سالن تمرین به گروه های معترض نداریم. از طرفی در حین بازبینی نمایش های پذیرفته شده، اولویت پذیرش ما با گروه هایی است که اسامی آنها پیش از این اعلام شده است و تنها در صورتی که در هر یک از موارد فوق بیشتر از ظرفیت، کار نداشته باشیم، از این پنج اعتراض استفاده خواهیم کرد!" حالا ملاحظه ایرانی کرده اید؟! دبیر محترم من کارگردان یکی از گروه های معترضم، آخر به چه دلیلی باید برای درو کردن تنها باد، تمرین خود را آغاز کنم؟ مگر اینکه من و گروهم علاقه شدیدی به تمرین بیان و بدن داشته باشیم و همینطور بی خودی فقط برای اینکه دلمان برای هم تنگ شده بخواهیم دور هم جمع شویم و خوش باشیم و حالا تئاتری هم آماده کنیم.واقعاً این پیشنهاد شما یکی از بامزه ترین لطیفه هایی بود که در این چند روز شنیده ام، البته بامزه ای تلخ! خواهش می کنم اینقدر به فکر روحیه ما نباشید. من تصور نمی کنم که خود شما هم آن زمان دور که کارگردانی می کردید حاضر می شدید با این پیشنهاد خارق العاده تمرین را آغاز کنید. مگر اینکه با خود و گروه و تئاتر شوخی داشته باشید.
شما در بخش دیگری فرموده اید مشکلی برای تمرین گروه های نمایشی نیست و گروه ها بین 4 تا 7 روز در هفته امکان تمرین دارند، حتی در روزهای پنجشنبه و جمعه نیز با هزینه جشنواره امکان تمرین گروه های نمایشی فراهم شده است!
ای داد بیداد، بدبختانه دوباره من جزو کارگردان هایی بودم که در جلسه آقای حریری با گروه های شرکت کننده حضور داشتم. دوستان شما 4 گزینه را پیش روی کارگردان ها گذاشتند: 1- یا هفته ای سه جلسه روزی 2 ساعت در اداره تئاتر. (البته به شکل مزایده) 2- تمرین در فرهنگسراها. 3- اجاره محلی، سالنی، انباری، اطاقی یا دفتری برای تمرین که البته با پول شخصی. 4- تمرین در زیرزمین، بام، حیاط یا اطاق های منزل! ملاحظه می کنید؟ با این پیشنهادات دندان شکن شما، دیگر کسی جرأت ندارد بگوید مشکلی هم وجود دارد! راستی یادتان رفت بگویید که شما به دلیل عقب افتادن حقوق کارکنان اداره تئاتر و جذب و جلب آنها جهت حضور در روزهای پنج شنبه و جمعه هزینه کرده اید! جالب است، نه!
جناب دبیر، آیا گروه ها برای تمرین باید از جیب خود هزینه کنند و محلی را اجار کنند تا جشنواره برگزار شود؟! تازه معلوم هم نیست که در بازبین چه بلایی بر سرشان می آید. صبر کنید، شوخی های شما هنوز ادامه دارد، یادم رفت بگویم که گروه ها از شروع تمرین تا روز بازبینی مجموعاً تنها 24 ساعت و یا نهایتاً 48 ساعت وقت دارند! باید گفت، باید اعتراف کرد که ایرانی ها جادوگرند، و اگرنه چگونه می توان با 24 یا 48 ساعت تمرین کاری را آماده بازبینی کرد؟! شما در جای دیگری گفته اید که متنی از آقایان چرم شیر، امجد و یا یعقوبی به دفتر جشنواره نرسیده و یا آنها برای متن های خود مجوزی صادر نکرده بودند. باز هم باید یادآور شوم که بنده ارائه دهنده متنی از آقای چرم شیر بودم و اتفاقاً مجوز هم داشتم. پس این صحبت شما هم کمی تا قسمتی سندیت ندارد. بگذارید به نکات دیگری اشاره نکنم، تصور می کنم تا همین جا هم خیلی مشعوف شدیم! برادر عزیز اینقدر با تئاتر و هنرمند تئاتر شوخی نکنید. تئاتر و هنرمند تئاتر مظلوم نبود و شد ما شما بیشتر از این تحقیرش نکنید. دوست عزیز شما می دانید با سه سالن تمرین اداره تئاتر نمی توان ادعای ثروتمند بودن کرد! کاش یک بار فقط یک بار اعتراف می کردید که ما نداریم. سالن برای تمرین و اجرا نداریم و به همین دلیل برنامه ریزی های رویا پردازانه مان به بن بست می رسد. در آخر باز هم از شما تشکر می کنم که لبخند تلخی را بر لب های ما نشاندید. آقای دبیر از شما متشکرم.
عباس غفاری
تابستان 1386
 |  |
|