گفتگو
(
)
دسامبر 31, 2006 - 03:57
نمایش با صدای دستگاه اتاق عمل آغازمی شود وبعد ازآمدن نوردکتری دیده می شود که بربالای تخت
کوچکی دراتاق عمل حضوردارد که روی آن عروسکی درازکشیده است. نمایش از چهار صحنه تشکیل شده که در هریک از آنها عروسک یکی از اعضای بدن خود را به یک نیازمند می بخشد و در صحنه ی چهارم جانی خود را....
با مریم معینی کارگردان نمایش گفتگویی انجام داده ایم که در زیر آنرا ملاحظه می فرمایید؛
- مریم معینی: پنج سال پیش که می خواستم کارتئاترعروسکی را شروع کنم خودم هم با این موضوع ارتباط برقرار نکرده بودم. اصولاً درزندگی تحت شرایطی قرارمی گیریم که بعضی موضوعات برایمان جذابیت پیدا می کنند. به نظرمن کارگردان ونویسنده باید همیشه یک ایدئولوژی برای خود داشته باشند وگرنه کارمحتوای خوبی نخواهد داشت. خوش بختانه من حدود چهارسال است که با موضوعی آشنا شده ام که تأثیرش درکارقبلی واین کارمشخص است، تقریباً ازنظرایده وطرح این کاردرادامه ی کارقبلی ام است.
یک ایده ی اولیه درذهن من بود که به همراه خانم طلا معتضدی آن را به نمایش نامه ی عروسکی تبدیل کردیم.
نسبت به اجرای جشنواره ی ما تنها ایده ی اولیه ثابت ماند وازنظرابزار و راه اجرائی تغییراتی داشتیم چون به
نظرمن کار یک کار تجربی است وحتی تا آخرین اجرا هم می توانست اگرشرایط سالن واجرائی اجازه می داد
متغیرباشد.
نقطه ی اولیه ی کار وآن چیزی که مدّ نظرمن بود همان بخشیدن بود اینکه دراصل شخصیت ها به دخترکمک می کنند تا ببخشد. به نظرمن بخش اصلی خود دختراست و بقیه فقط کمک درشناخت دخترمی کنند.
دختروقتی جان خود را می بخشد ومی میرد بخش برترش هم چنان حضور دارد ودرانتها شاهد ماجراست.
ما ازچیزهائی که دراختیارداریم استفاده ی درست نمی کنیم درست مثل شخصیتی که درنمایش دهان نداشت
ودرحسرت آن به سرمی برد ولی هنگامی که به وی داده می شود به قدری حریص می شود که به حق دیگری
هم تجاوزمی کند. همه ی این اتفاقات حالت سمبلیک دارند ازاین که درازای داشتن چیزهای نداشته چه
عکس العملی نشان می دهیم. آیا داشتن آن اعضا برای شخصیت ها مثبت بوده یا نه چیزی است که به انتخاب
تماشاگرگذاشته ایم.
مریم معینی درباره ی ارتباط عروسک گردانان با عروسک ها گفت:
درنمایش عروسک گردانان، با روبند فقط به عنوان عروسک گردان هستند ولی جاهائی که روبند را کنار می زنند تبدیل به شخصیت می شوند و هویت پیدا می کنند. چون خود من هم عروسک گردانی کرده ام معتقدم که اکثراً عروسک گردان خود را می میراند تا عروسک زنده شود ولی خود عروسک گردان هم حسّی نسبت به عروسک ها دارد. هدف من این بود که به جای آوردن عروسکی دیگرازخود عروسک گردان ها استفاده کنم.
چه بهترکسی که به عروسکی زندگی می بخشد جائی هم نسبت به آن عکس العمل نشان دهد.
معینی همچنین درباره ی نورپردازی به وسیله ی نورهای موضعی نمایش گفت: می خواستیم تمرکزدرآن قسمتی باشد که ما می خواهیم و لحظاتی که می خواهیم آن ها را ببنیم دیده شوند درغیراین صورت نورتوسط عروسک گردانان ازروی آن ها قطع می شود، ضمن این که عروسک های ما کوچک هم هستند ونور پرژکتوربرای آن ها مناسب نبود.
مریم معینی در جواب سئوال خبرنگار "تئاترما" درباره ی نمایش عروسکی می گوید:
به نظرمن درنمایش عروسکی بیشتربا رکن خیال ورویا وکابوس می توانیم درگیرباشیم. به عنوان مثال نمی توان عضوی ازبازیگررا ازاوجدا کرد و درجای دیگرازآن بازی گرفت ولی با عروسک
می توان این کار را انجام داد. عروسک دارای قابلیت های متفاوتی ازبازیگراست که می توان ازآن ها استفاده
کرد.
عمده مشکل ما این است که گمان می شود کارعروسکی فقط مختص گروه سنی کودک است درصورتی که می تواند کاربزرگسال هم باشد. کارخود من متعلق به گروه سنی بزرگسال است به همین خاطرمخاطب زیادی نداریم. مهجورماندن نمایش عروسکی مشکل دیگرماست، به نظرمن نمایش عروسکی مانند یک گیاه است که نیازبه آبیاری ورسیدگی دارد. نمایش عروسکی فقط هردوسال یک باردرجشنواره ی عروسکی اجرا می شود وبرای اجرای عمومی هم امکاناتی به آن داده نمی شود. گویا قراراست که تولیدات سالیانه داشته باشیم که اگراین اتفاق بیفتد خوب است و به نظرمن کسانی که کارعروسکی می کنند عاشق کارخود هستند.
تئاترما: درراه به اجرا رساندن این کاربا چه مشکلاتی مواجه بودید؟
مریم معینی: واقعیت این است که خود من گمان می کردم که این کاررا شش ماه تمرین کنم ولی چون کاربزرگسال بود واگرمن درجشنواره ی عروسکی شرکت نمی کردم مشخص نبود که چه وقت می توانستم
اجرا کنم به همین خاطردریک فرصت دوماهه هم عروسک ها را ساختیم وهم لباس ها را طراحی کردیم ودر
نهایت تمرین کردیم. مخصوصاً چون کارما یک کارتجربی بود وباید آزمون وخطا را درنظرمی گرفتم خیلی
فشرده کارکردیم. به ما گفته شد که تا قبل ازسال جدید کاررا اجراکنیم وچون ماه های محرم وصفرنزدیک است مجبورشدیم که زمان فعلی را برای اجرا انتخاب کنیم وبا وجود نداشتن شرایط نامناسب نمایش را اجرا کنیم.
اول قراربود درتالارنو باشیم که بعد به ما گفتند که درسالن شماره ی دو باید اجرا کنیم وحتی ازما پرسیده
نشد که سالن شماره ی دو به درد کارما می خورد یا نه. من ازاعضای گروهم که دراین شرایط درکنارمن ماندند وکمکم کردند خیلی ممنونم وتشکرمی کنم.