گفت و گوی "تئاترما" با سهراب سلیمی کارگردان نمایش "نوای اَسرارآمیز" نوشته ی اِریک اِمانوئل اِشمیت‏ : پنجره ها را بازتر کنیم!‏ :: تئاتر ما :: پايگاه خبری - تحليلی تئاتر :: تئاتر ايران
       جمعه 8 شهريور 1387 - 9:17         
گفت و گوی "تئاترما" با سهراب سلیمی کارگردان نمایش "نوای اَسرارآمیز" نوشته ی اِریک اِمانوئل اِشمیت‏
پنجره ها را بازتر کنیم!‏





‏- تئاترما: این دومین باراست که ازاین نویسنده متنی برای اجرا انتخاب کرده اید.

‏- سلیمی: دردرجه ی اول من به عنوان کارگردان متنی راکه بخواهم کارکنم باید دارای ارزش هم دربخش ‏نوشتاری وهم نگاه نوشتاری باشد. امروزدغدغه ی من به عنوان کارگردان انسان است. امروزه شرایط زندگی ‏های الکترونیکی، روابط عمومی وارتباط جمعی آنچنان گستره را فشرده وموجزکرده که ما برای بررسی ‏کردن احتیاج به سرعت داریم واین سرعت را باید با شرایط زمان خودمان منطبق کنیم. تلاش وسعی من براین ‏بوده که به عنوان کارگردان متنی را که انتخاب می کنم حتماً دارای این ارزش ها و راهبردهای دراماتیکی ‏واجرائی باشد. من حدود یازده سال درزمینه ی کارگردانی سکوت کردم وبررسی می کردم که چگونه ‏برقراری ارتباط با مخاطب را سهل ترونزدیک تروداشته های خود را بیشترکنم. برای همین بعد ازیازده سال ‏سکوت به نمایشنامه ی"مده آ" نزدیک شدم، که اثرداریوفوبود. موضوع دغدغه ی انسان است که می تواند ‏نویسنده را درگیرموضوع کرده تا آن رابه موضوع روز تبدیل کند درغیراینصورت مده آ متعلق به ‏چهارصدسال قبل ازمیلادمسیح است. ولی امروزمده آی داریوفومتعلق به سال 2000است. کاربعدی ‏من"آخرخط" نوشته ی پیترتورینی بود. این نویسنده ی اتریشی درایران شناخته شده نبود واین هم به نوعی ‏دغدغه ی کارگردانی من بود که معمولاً دست به آثاری می برم که هم شناسه ی جدیدی باشد وهم آشنائی با ‏تحولات روزرا دارا باشد. بعد ازآن به "سه گانه ی وارنیک" از واسلاوهاول رسیدم، که تا آن موقع همه آقای ‏هاول رابه عنوان رئیس جمهورکشورچک می شناختند. حال اینکه این فرد دارای توانائیهای ارزشمندی است ‏که میلان کوندرا وی رابا هم نسل های خود که تحولی را درزمینه ی تئاتروادبیات دراماتیک رقم زدند مانند: ‏مرژوک وبکت، مقایسه می کند. سال گذشته در همین جستجوهائی که برای یافتن کارهای نو وجدید داشتم بعد ‏ازمطالعه های زیاد به "خرده جنایت های زن وشوهری" رسیدم. مطالعات وتحقیقات من طی سال ها به من ‏
کمک کرد تا تفاوت هائی را بین این درام ومنابع دیگرتشخیص دهم. همانطورکه گفتم این دغدغه ی من است ‏ودرام های خاصی می تواند درمن تلنگرها، تحولات وتأمل ها را به وجود بیاورد. تا آن زمان هیچ اسمی از ‏اِشمیت نشنیده بودم وبه لحاظ این اثرارزشمند ازاو وادارشدم تا جستجوهائی را درمورد آثاراو داشته باشم. این ‏مسأله خود یکی از دغدغه های هنرمند است که وقتی اثری را برای کارکردن انتخاب می کند، اثر را تحلیل ‏کرده و درحواشی تحلیل کردن مطالعه ی عمیقی درضمیر نویسنده می کند. ولی متأسفانه ما درحال ازدست ‏دادن این موضوع هستیم و به حفظ کردن دیالوگ وبالا وپائین بردن صدا وفرم هائی که هنوزتعاریف آن ها ‏برای ما مشخص نیست بسنده کرده ایم. ومدعی می شویم که صاحب سبک وشیوه شده ایم درحالی که ‏امروزدردنیا تمام سبک ها وشیوه ها درخدمت اجرایی کردن هستند نه سبک وشیوه را اجراکردن. برای آشنا ‏شدن با اِشمیت ازدوستان برون مرزی خود کمک گرفتم که با تلاش آن ها به سایت وی رسیدم وازطریق سایت ‏تقریباً توانستم با خود اِشمیت ارتباط نزدیکی را برقرارکنم. چون همزمان با فیلم برداری کارش بود من را با ‏منشی خود همسو کرد تا اطلاعات بیشتر را از وی بگیرم. حتی موضوع راچنان مسؤلانه پیگیری می کرد که ‏ازمن تاریخ اجرا وتعداد تماشاچی ونوع برخورد آن ها با کار را جویا شد. به همین خاطراست که اِشمیت در ‏رده ی نخبه گان درام نویسی قرار دارد واین تفکر که یک کارگردان یک اثر را متحول می کند را باجایگاه ‏درام نویسی ای که ایجاد می کند تغییرمی دهد. دراین نمایش هم متن بسیار قوی وبی نقص است و اگرضعفی ‏درکارمن وجود داشته باشد با خیال راحت می توانم بگویم که به متن برنمی گردد. دراین چند اجرایی هم که ‏داشته ایم تماشاچی با دغدغه های فراوان ازسالن خارج شده و اشباع گشته است وخبرنگاران من را به ‏عنوان آدمی تیزبین برای شکاراینگونه متن ها می شناسند. آثاراِشمیت درچهل کشوردنیا ترجمه شده وبه اجرا
درآمده است. بعد از"خرده جنایت های زن وشوهری" بیشترین سهم به "نوای اسرارآمیز" تعلق دارد که ‏هنرمندانی چون آلن دلون وفرانسیس هوستردرآن بازی کرده اند.‏
اِشمیت جدا ازاین ها یک فیلم ساز،آهنگ ساز و رمان نویس تواناست. ‏
‏- تئاترما: شخصیت های نمایش به نوعی دریک دنیای مجازی درحال زندگی هستند و...

‏- سلیمی: دقیقاً، این دوشخصیت برروی ذهن فانتزی خود پافشاری می کنند واصرار می ورزند که واقعی ‏است وصحبت ازحقیقت می کنند ولی حقیقت بیرون ازآن هاست.‏
درون آن ها ذهنی است که مثل تارعنکبوت به دور آن ها تنیده شده. نویسنده و خبرنگارهیچ کدام زندگی را ‏نمی شناسند، نویسنده نوعی زندگی های دروغین را از جنبه های رُمانس و رُمانتیک بودنش دنبال ‏می کند و جوان به زعم خودش رئالیستیک و واقعی بودن زندگی ها را. درحالی که واقعیت بیرون ازاین دو ‏نفراست ومتعلق به شما و کسی است که برداشت می کند. واقعیت چیزی نیست که این دونفردیکته می کنند، ‏این ها تنش ها و زد و خوردهای فکری یک انسان بسیاربسیار با تجربه و پخته مثل اِشمیت است که دنیای ‏آدم ها را می شناسد ولی درواقع دیکته نمی کند. هردوشخصیت نمایش دروغ می گویند ولی اصرار برچیزی ‏که می دانند می ورزند ولی این داشته ها خارج ازآن هاست.

‏- تئاترما: جمله ای درنمایش بود که "ما به دروغ نیازداریم و زندگی ما مدیون مرده هاست"...

‏- سلیمی: من به عنوان یک کارگردان معتقدم که اِشمیت عرفان شرق را به خوبی می شناسد، برای اینکه ‏می بینیم نوع زبانش چقدر واقف به این قضیه است. به گفته ی دوست عزیزم حمید مظفری اغراق نیست اگر ‏اِشمیت را حافظ جدید بنامیم، چون همانطور که همه ی اقشار جامعه با داشته های خود با حافظ ارتباط ‏برقرارمی کنند آثاراِشمیت هم به همین صورت است. این جمله ی موجود درنمایش به نوعی گویای وضعیتی ‏است که ما جامعه ی شرقی هم با آن درگیریم. ما آدم هایی که از حقیقت فرارمی کنیم دروغ ورزی می کنیم ‏وجائی که نیازهست یک انسان را در زمان خودش مطرح بکنیم بعد ازمرگش به صورت قهرمان پرستی های ‏کاذب این کاررا انجام می دهیم.‏
دغدغه ی اینکه منیّت به ما اجازه نمی دهد تا کسی را بالاتر ازخود ببینیم وبه این خاطر فقط بعد ازمرگ فرد ‏است که عنوان می کنیم که انسان بزرگی بوده است. درحالی که این انسان در زمان خود بزرگ و ارزشمند ‏است ودر زمان خود توانسته تحولاتی در هرعرصه ای از زندگی چه هنری، صنعتی واقتصادی وغیره ایجاد ‏کند. ولی جایی که انسان فقط ازیک پنجره به دنیا نگاه کند محدود نگری ، تنگ نظری و انحصارطلبی به ‏وجود می آید وآنجاست که اصرار و پافشاری براین موضوع که من می دانم و تو نمی دانی به وجود می آید ‏و درنتیجه انسان متوقف می شود و آزادی دیکته شده و انسان محدود می گردد وبه همین منظورچون من با ‏همه ی این ها مخالفم ، معتقدم پنجره را باید بازترکرد.

‏- تئاترما: ترسی دروجود دوشخصیت نمایش هست که باعث شده تا نویسنده برای اینکه به ابتذال عشق کشیده ‏نشود دوری را انتخاب کند وجوان برای اینکه نبود معشوقه اش را درزندگی خود ازبین ببرد به جای وی که ‏مرده است به نویسنده نامه می نویسد...

‏- سلیمی: دُگماتیسم اصولاً ایجاد ترس ودغدغه می کند. هردو شخصیت نمایش دارای اندیشه های بسته هستند ‏ونمی خواهند ازآن پنجره بازتربه دنیای پیرامون خود نگاه کنند. اگرفراترازمنظردید خویش به زندگی بنگرند، ‏آئینه ی تمام نما به حقیقتی ورای آن چیزی که آن ها می اندیشند با آن ها سخن خواهد گفت. واین جاست که ‏ترس ها ودغدغه ها کم ترمی شود. وقتی نشانه های حقیقت را شناختیم می توانیم راه دیالوگ وارتباط را هم ‏برقرارکنیم وآن جایی که نشانه های حقیقت را نمی بینیم درواقع ترس ازاین داریم که دیگری ازما فراترنرود ‏یا حصاری به وجود بیاوریم که وی را مخدوم و محکوم به ایستایی بکنیم تا به آن حریم نزدیک نشود. وقتی ‏حصارها باشند ابزاری به وجود می آیند که انسان را همواره با ترس مواجه می کنند و برای فائق آمدن ‏برترس طبق سخن اِشمیت اززبان نویسنده به ابزاری برّنده وتیزنیازداریم. برنده وتیزدرروند تحلیلی اثرهمان ‏تفنگی است که نویسنده به آن متوسّل می شود ، چون راه برقراری ارتباط را بلد نیست.

‏- تئاترما: درجایی ازنمایش که قسمت های پنهان زندگی این دو نفرنمایان می شود پرده هایی بالا می روند که ‏نشانه ی عریان شدن زندگی آن هاست.این طراحی صحنه به برداشت مخاطب کمک می کرد.

‏- سلیمی: درطراحی صحنه تلاشی چند ماهه با علی رفیعی داشتیم تا لایه به لایه بشکافیم وبه درون برویم دقیقاً ‏مانند یک جراح که وقتی می خواهد عمل بازقلب انجام دهد مقدماتی را انجام می دهد وسپس تیغ جراحی را ‏می زند. اگر نمایش را بخوانید می بینید که طراحی صحنه فقط اتاق نویسنده بوده که مملو ازکتاب است. ما ‏ابزارناتورالیستی را کاملاً کنارگذاشتیم تا ازیک ذهن با نشانه های واقعی برای رفتن به دنیای بیرون آن ها ‏دست پیدا کنیم.‏
شما شاهد بودید که پرده ها آرام آرام بالا می رفتند درست هم زمان با پیشرفت درام. درطرف دیگر دریاست ‏ودریا هم گرفته ودلتنگ است. به عنوان یک هنرمند معتقدم که دریاهای آزاد متعلق به همه است، اگرمعتقد ‏باشیم که هستی آب حیات بخش است این حیات از برای همه ی بشریت است وما انسان ها حق نداریم برای آن ‏حصارتعیین کنیم.

‏- تئاترما: چه معیارهایی را برای انتخاب بازیگرخود درنظرداشتید؟

‏- سلیمی: با امکاناتی که درتئاترما موجود است به هیچ چیزنمی توانیم با منطق های اصولی نزدیک شویم ‏وباید واقع بینانه ازامکاناتی که دردست داریم استفاده کنیم. جدای از این واقعیت ها که ازطرف من مورد قبول ‏هم نیست وبه نظرمن تحمیل شده است انتخاب دوست عزیزم حمید مظفری به عنوان نقش نویسنده قطعاً بهترین ‏ومناسب ترین انتخاب من بوده است. درمورد شخصیت جوان هم درحال حاضرنمی توانم بگویم ولی ‏می توانست ازشرایط بسترسازی قوی تری ازهمان چیزی که گفتم و وجود ندارد باشد. ولی درمجموع انتخاب ‏هایم با یک هوشمندی خاصی بوده، حمید مظفری به خاطرانسجام، ظرافت وذره بینی دیدن اثربه پیشبرد آن ‏کمک می کند وحافظ آهی هم ازنظر فیزیکی وشرایط دوگانه ای که دراو دیدم بسیارمناسب بود.

‏- تئاترما: نوای اسرارآمیز؟

‏- سلیمی: نوای اسرارآمیززمزمه های پنهانی انسان است که باید بتواند راحت وآزاد بیرون بیاید. نوای ‏اسرارآمیز درواقع جدل های درون انسان با بیرونش است. اگردردرونش باقی بماند منهدمش می کند و وقتی ‏بتواند ارتباطی بین درون وبیرونش برقرارکند قطعاً به منطقی می رسد که دیالوگ برقرارمی شود. امیدوارم ‏جامعه ی بشری به سمت و سویی حرکت کند که بتوانیم دیالوگ برقرارکنیم وتمام دردها دردل باقی نماند تا ‏بیماری به وجود بیاید. باید به بیرون نگاه کرد، درآن زمان بیماری ها کم وشادی ها زیاد خواهد شد. نوای ‏اسرارآمیزآن زمزمه ی درون انسانی است که می تواند گویای بیرون انسانی شود. که این گویایی بیرون ‏انسانی به نظرمن پیش ازاینکه ازدل بربیاید ازعقل بر خواهد آمد وچون ازعقل برآمد ما می توانیم با هم ‏دیالوگ داشته باشیم.‏



چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

l تئاتر شهرستانها l
l مقاله l
l سخن شما l
l نقد l
l بين الملل l
ورود کاربران






 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد


كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه تئاتر ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  مي باشد.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، دانش ما

Powered by Tehranema Co